کلمهی «خودشناس» در فارسی به کسی اطلاق میشود که خود را به خوبی میشناسد و از ویژگیها، تواناییها، نقاط قوت و ضعف، نیازها و انگیزههای خود آگاه است. این واژه بیانگر فردی است که دارای آگاهی و شناخت دقیق از شخصیت و رفتارهای خود است و میتواند تصمیمات و اقداماتش را بر پایه این شناخت بهصورت منطقی و متعادل مدیریت کند. «خودشناس» از نظر معنایی با مفاهیمی مانند خودآگاهی، خوداندیشی، بینش شخصی و معرفت نفس هممعنی است و در متون روانشناسی، اخلاقی و ادبی بهویژه در حکمت و عرفان کاربرد فراوان دارد. فرد خودشناس معمولاً توانایی تحلیل رفتار خود، کنترل احساسات و مدیریت ارتباط با دیگران را دارد و میتواند زندگی شخصی و اجتماعی خود را به شکل مؤثر و متوازن هدایت کند. در ادبیات و متون اخلاقی، خودشناسی بهعنوان یکی از پایههای رشد معنوی و اخلاقی انسان معرفی شده و شناخت خود، مسیر تعالی و بهبود فردی را هموار میکند.
خود شناس
لغت نامه دهخدا
خودشناس. [ خوَدْ / خُدْ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه عارف بخود است. آنکه خود را شناخته و نقاط ضعف و قوت خود را دریافته است. مسلط بر نفس خود. واقف بخود.
فرهنگ فارسی
آنکه عارف بخود است آنکه خود را شناخته و نقاط ضعف و قوت خود را دریافته است مسلط بر نفس خود.
جمله سازی با خود شناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندگی از خود شناسی شد تمام نیست مرد بی ادب صاحب مقام
💡 قوم روشن از سواد سر گذشت خود شناس آمد ز یاد سر گذشت
💡 خودی خود شناس اوّل حقیقت یقینت بازدان هان بی طبیعت