لغت نامه دهخدا
خوب و بد. [ ب ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زشت و زیبا. خوش و ناخوش. بد و خوب. نیک و بد.
خوب و بد. [ ب ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زشت و زیبا. خوش و ناخوش. بد و خوب. نیک و بد.
زشت و زیبا خوش و ناخوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوب و بد را از عمل ای گوهری بشناس قیمت کز نُبی بشناختند آزادگان قدرِ نَبی را
💡 اشاره بر مضاعف بودن پاداش و كيفر، زنان پيامبر(ص ) دربرابرعمل خوب و بد خود
💡 اين وضع انسان معمولى است، اما انسانى كه ممسوس شيطان شده، يعنى شيطان با اوتماس گرفته و نيروى تميز او را مختل ساخته، نمى تواند خوب و بد، نافع و مضروخير و شر را از يكديگر تميز دهد و حكم هر يك از اين موارد را در طرفمقابل آن جارى مى سازد،
💡 بد کرده را بگوی که «بد از تو تا ابد ای بیخبر بماند ز ما خوب و بد گذشت»
💡 حاشا بر تو كه چنين رفتارى داشته باشى و نيكوكار را با گنهكار بميرانى و درنتيجه خوب و بد در درگاهت فرق نداشته باشند، حاشا بر تو كه جزا دهندهكل زمينى عدالت را رعايت نكنى ؟
💡 ز من مجو سر و سامان که من نه آن مستم که زشت و خوب و بد و نیک را خیال کنم