لغت نامه دهخدا
خوب خوی. ( ص مرکب ) خوشخوی. خوش خلق. آنکه خلق نکو دارد:
خنک آنان که خداوند چنین یافته اند
بردبار و سخی و خوب خوی و خوب سیر.فرخی.
خوب خوی. ( ص مرکب ) خوشخوی. خوش خلق. آنکه خلق نکو دارد:
خنک آنان که خداوند چنین یافته اند
بردبار و سخی و خوب خوی و خوب سیر.فرخی.
خوشخوی خوش خلق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان به که با خوی تو دل نبندم که الحق چنین خوب خویی نداری
💡 بسی خوب روی وبسی خوب موی بسی خوب خوی و بسی خوب جوی
💡 ای ملک خوب کار خوب خوی و خصم زشت بادت چندان بقا کاب و گل و شاخ و کشت
💡 لاف زن خواهد که آرد در برش کردار خوب خوی خوب شاه بس کردار خوبش را گوا
💡 هرکه را روی خوب خوی ددست روی نیکو دلیل خوی بدست
💡 که ای شاه نیکو دل خوب خوی مرا شرمساری درآمد به روی