خواهانی

لغت نامه دهخدا

خواهانی.[ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) آرزو. مراد. میل. خواهش. رغبت. ( ناظم الاطباء ). عشق در تداول عامیانه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || خواست. اراده. || شهوت. || طلب. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خواهانی تن؛ شهوت طلبی. ( منتهی الارب ).
- خواهانی نمودن؛ دعوی. دعاء. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آرزو مراد یا خواست

جمله سازی با خواهانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر کرا تو بصدق خواهانی او ترا جان و تو ورا جانی

💡 اوج پرواز با همراهی امین حیایی، نیما نکیسا، کامبیز دیرباز، علی ضیا، مازیار عصری، سیاوش خواهانی، مجید ادیب، پرهام امینی، بردیا صابری و پویا امینی ۱۱ تیر ۱۳۹۳

💡 این آلبوم شامل ۱۱ قطعه است که هشت قطعه آن از ساخته‌های علی پهلوان، دو قطعه از ساخته‌های شراره فرنژاد و یک قطعه هم از کارهای سیامک خواهانی است. توزیع کننده این آلبوم شرکت هنر اول است.

💡 و آن‌گاه که خواهانی را می‌یابد، هلاکش می‌سازد. نیز گفت: حق نفس خویش را بدو ده. چه اگر حق حق را ایفا نکرده‌ای، به خصومتت برخواهد خاست.

فراماسونری یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز