لغت نامه دهخدا
خواب مرگ. [ خوا / خا ب ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرگ. خواب عدم. خواب جاوید. خواب اجل. ( یادداشت مؤ لف ):
خواب مرگ است هین هله بیدار شو.صفی علیشاه.
خواب مرگ. [ خوا / خا ب ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرگ. خواب عدم. خواب جاوید. خواب اجل. ( یادداشت مؤ لف ):
خواب مرگ است هین هله بیدار شو.صفی علیشاه.
مرگ خواب عدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
💡 خفتی به خاک و خون تو و در ماتمت ندید جز خواب مرگ دیده بیدار اهل بیت
💡 خواهم که خواب مرگ نبندد دو دیده ام چندانکه چشم خود نگرم زیر پای تو
💡 تو را خواب مرگ آمده برفراز نگردی ازین رزم فیروز باز
💡 سر به دامان ندیم اندر نهاد خفت پاسی تن به خواب مرگ داد