خنگ زیور
لغت نامه دهخدا
خنگ زیور. [ خ ِ وَ ] ( ص مرکب ) هر اسب ابلق و دورنگ. ( ناظم الاطباء ):
اگر بر اژدها و شیر جنگی
بجنباند عنان خنگ زیور.عنصری.زمین نوردی خنگ زیور اسبی
که هست زیور اسبان خنگ زیور.مسعودسعد.آن لعبت کشمیر و سرو کشمر
چون ماه دوهفته درآمد از در
با زیور گردان کارزاری
با مرکب تازی خنگ زیور.مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) اسب ابلق و دو رنگ.
جمله سازی با خنگ زیور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای مبارز راکبی کز صخره تا زهره بجست خنگ زیور مرکب خوشگام ِ رهپیمای تو
💡 با زیور گردان کارزاری با مرکب تازی و خنگ زیور
💡 زمین نوردی زین خنگ زیور اسبی که هست زیور اسبان خنگ زیور
💡 اگر بر اژدها و شیر جنگی بجنباند عنان خنگ زیور