خم کوچک
متضادها
صاف، خم بزرگ
لغت نامه دهخدا
خم کوچک. [ خ ُ م ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خمره کوچک. خمچه. خم خرد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خمره کوچک خمچه
جمله سازی با خم کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از این شاخهها از سوراخ مری دیافراگم گذشته و با شاخههای مری آئورت توراسیک بازپیوسته میشود. خود سرخرگ معدی چپ به سمت راست چرخیده و در طول خم کوچک معده درون چادرینه (اومنتوم) کوچک نزول میکند. این سرخرگ هر دو سطح معده در این ناحیه (یعنی خم کوچک معده) را خونرسانی میکند و با سرخرگ معدی راست بازپیوسته میشود.