خم پرورد

لغت نامه دهخدا

خم پرورد. [ خ ُ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) پرورده خم. آنچه در خم پرورده شود. کنایه از شراب.

فرهنگ فارسی

پرورده خم آنچه در خم پرورده شود

جمله سازی با خم پرورد

💡 مکن تکیه بر مُلْک دنیا و پشت که بسیار کس چون تو پرورد و کُشت

💡 شاه را سر سبز بادا کی فتد از زمزمه هر سحاب تازه آن چو؟ جیحون پرورد

💡 تا حوصلهٔ جور تو را داشته باشم ایام مرا حادثه پرورد، برآورد

💡 نه ما را دایهٔ ایام پرورد چرا با من چنین، با تو چنان کرد

💡 جهان اگرچه تو را پرورد تو آن نخلی که منت کرم از سایه ات جهان دارد

فهو یعنی چه؟
فهو یعنی چه؟
ذو ضرر یعنی چه؟
ذو ضرر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز