لغت نامه دهخدا
خم روئین. [ خ ُ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روئینه خم. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ذیل خم شود.
خم روئین. [ خ ُ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روئینه خم. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ذیل خم شود.
روئینه خم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رایات خرق عادات در موکبش زلل کاه فرش به خم روئین گوینده انا الله
💡 در گلوی هر یکی تو گویی گشته است تعبیه طبل سکندر و خم روئین
💡 جام بلور در خم روئین به دستم است دست از دهان خم به مدارا برآورم