خلیفه زاده

لغت نامه دهخدا

خلیفه زاده. [ خ َ ف َ / ف ِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) یکی از بنی آدم، زیرا بشر از نسل آدم که خلیفه خدا در زمین بود بوجود آمده است. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ای خلیفه زادگان دادی کنید.مولوی. || کنایه از بزرگ زاده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
چو همسریش نبینم بناقصی ندهم
خلیفه زاده تحمل چرا کند خواری.سعدی.

فرهنگ فارسی

یکی از بنی آدم زیرا بشر از نسل آدم که خلیفه خدا در زمین بود بوجود آمده است.

جمله سازی با خلیفه زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز آن خلف خلیفه زاده کاین گنج به دوست در گشاده

💡 خلیفه زاده و شاه جهانی بمعنی برتر از هر دو جهانی

💡 خلیفه زاده حقی بصورت و معنی بپنج روزه فانی چرا شوی مغرور؟

💡 تو شاه تخت وجودی چه جای تست اینجا خلیفه زاده گلشن نشین و در خاشاک؟

💡 خلیفه زاده را نشناختی تو رسن در گردنش انداختی تو

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز