خلاف طبیعت

مترادف‌ها

غیرطبیعی، نامتعارف

متضادها

مطابق طبیعت، همسو با طبیعت

لغت نامه دهخدا

خلاف طبیعت. [ خ ِ / خ َ ف ِ طَ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ضد خوی و رسم و قانون. ( ناظم الاطباء ). || مخالف ذات. مخالف راه و رسم طبیعت. مخالف جریان طبیعی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

ضد خوی و رسم و قانون یا مخالف ذات

جمله سازی با خلاف طبیعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از راستی خلاف طبیعت قیامت است توفان دمد چو بگذرد از محور آفتاب

💡 به‌چشم بود چو آهو به‌زلف چون افعی ولی خلاف طبیعت نمود هر دو اثر

💡 شاهی که گر خلاف طبیعت دهد مثال گوی زمین بدور در آید چو آسمان

💡 بر خلاف طبیعت خویان هر چه می خواستم همه آن کرد

💡 به تازگی برخی آزمایش‌هایی که هنوز در مراحل ابتدایی هستند؛ نشان داده که برخی زمان‌ها شخص تصمیمات پیچیده‌ای را پیش از آگاهی از تمام فکت‌ها و داده‌ها می‌گیرد. از آنجایی که چنین روشی اندیشیدن انتقادی نیست (چون برای اندیشهٔ انتقادی نیاز به بازتاب دقیق هست) پس استفاده از مهارت‌های اندیشهٔ انتقادی، نیاز به تلاش بیشتر (بر خلاف طبیعت انسان - که تصمیم‌گیری بدون دانستن همه داده‌هاست) دارد.

💡 تلاش برای تغییر روند طبیعی رشد گیاهان در محیط‌های آزمایشگاهی، گاهی می‌تواند منجر به نتایجی کاملاً خلاف طبیعت و آسیب‌زا شود.

💡 زندگی در محیط‌های بسیار شلوغ و پر از سر و صدا، برای فردی که عاشق آرامش است، کاملاً خلاف طبیعت و خسته‌کننده است.

💡 هرگونه اقدام برای سرکوب احساسات انسانی و تبدیل کردن آن‌ها به رفتارهای مکانیکی، عملی خلاف طبیعت و روح بشر محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران