خفته دل

مترادف‌ها

آرام، غافل، بی‌خیال

متضادها

شاد، خوشحال، مسرور، خرسند، شادمان

لغت نامه دهخدا

خفته دل. [ خ ُ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) مقابل بیداردل. دل مرده:
صورروان خفته دلانیم چون خروس
آهنگ دان پرده دستان صبحگاه.خاقانی.

جمله سازی با خفته دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای درین خوابگه خفته دلان جمع ناگشته چو آشفته دلان

💡 امروز صلا می‌زند این خفته دلان را آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او

💡 بود در شام شبی خفته دل از غصه کباب گفت با وی نبی امی مکی در خواب

💡 شرح بیداری و شبهای ترا اوحدی، زین پس مگو با خفته دل

💡 صبحا نفسی داری سرمایه بیداری بر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی

💡 او پس از سال‌ها تلاش بی‌وقفه و اضطراب‌های مداوم، بالاخره در کنار خانواده خود به آرامش رسید و با خفته دل به زندگی جدید خود ادامه داد.

💡 در ادبیات کلاسیک، مفهوم خفته دل به معنای رسیدن به مرحله‌ای از سکون و آرامش درونی است که فرد را از تلاطم‌های بیرونی جدا می‌کند.

💡 شاعر با توصیف خفته دل معشوق، سعی داشت بر زیباییِ آرامش و سکوت عمیقی که در وجود او جاری است، بر مخاطبان خود تأکید و تمرکز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران