دلمرده

لغت نامه دهخدا

دل مرده. [ دِ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) مرده دل. افسرده دل. پژمرده. آنکه نشاط ندارد. مقابل دل زنده:
چنان خوش آید بر گوش تو سؤال کجا
به گوش مردم دل مرده بانگ رود حزین.فرخی.کو محرم غم کشته دل زنده بدردی
کاین راز به دل مرده خرم نفروشم.خاقانی.عازردل مرده ای در وی گریز
گو مرا باد مسیحائی فرست.خاقانی.کلمه ای چند همی گفتم بطریق وعظ با طایفه افسرده دل مرده. ( گلستان سعدی ).
زندگانی چیست مردن پیش دوست
کاین گروه زندگان دل مرده اند.سعدی.به ایثار مردم سبق برده اند
نه شب زنده داران دل مرده اند.سعدی.هردم آرد باد صبح از روضه رضوان پیام
کآخر ای دل مردگان جز باده من یحیی العظام.خواجو.دل مرده ای که سر به گربیان خواب برد
کافور ساخت یاسمن ماهتاب را.صائب ( از آنندراج ).|| کودن. بلید. ( ناظم الاطباء ). طامس القلب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

( دِ. مُ دِ )(ص مر. ) افسرده، بی انگیزه.

فرهنگ عمید

۱. افسرده، دل تنگ.
۲. ملول.
۳. بی ذوق.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - افسرده پژمرده مقابل زنده دل. ۲ - کودن بلید.
افسرده، ملول، دلتنگ، بی ذوق

جمله سازی با دلمرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکجا دلمرده ای را یافت احیا کرد عشق جمله ذرات عالم را سویدا کرد عشق

💡 با ما دمی بر آور و ما را حیات بخش ای عیسی زمانه که دلمرده ایم باز

💡 زنده دارم تا به بیداری شب دلمرده را نور می بارد زچشم اشکبارم همچو شمع

💡 کن حذر زان دم که دست عاشق دلمرده‌ای همچو قاتل در میان رهگذر گیرد تو را

💡 از ترشرویان شود ماتم سرا دارالسرور ره مده رضوان به جنت زاهد دلمرده را

💡 در راه شوق چون جرس از ناله زنده ایم دلمرده است هر که نفس بیفغان کشید

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز