خط جبین

لغت نامه دهخدا

خط جبین. [ خ َطْ طِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط پیشانی. کنایه از سرنوشت. ( آنندراج ):
این سرنوشت بدهم دایم بکس نماند
سیلاب اشک شوید آخر خط جبینم.کلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خط پیشانی کنایه از سرنوشت

جمله سازی با خط جبین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به سجده بر در یار اوفتیم تا غالب خط جبین چو غبار از جبین ما ریزد

💡 پیام داشت به عنقا خط جبین حباب که‌گرد نام نشسته است بر نگین حباب

💡 خط جبین به فرق ماست، چاره ی همتی‌ کراست با دم تیغ سرنوشت سجده مگر سپر شود

💡 بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین نقش پای جلوه‌ای داریم در خط جبین

💡 ورق سیه نکنی‌، سر نپیچی از تسلیم به هوش باش‌ که خط جبین نمی دارد

💡 از بسکه ضعف طاقت بوسید روی زانو خط جبین غلط خورد آخر به موی زانو

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز