تنقذ

لغت نامه دهخدا

تنقذ. [ ت َ ن َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) انقاذ. ( زوزنی ). بِرهانیدن. ( دهار ). رهانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تُنقِذُ: نجات می دهی
ریشه کلمه:
نقذ (۵ بار)
انقاذ به معنی نجات دادن وخلاص کردن است. «اَلْاِنْقاذُ:اَلتَّخْلیصُ عَنْ وَرْطَةٍ». در کنار گودال آتش بودید که از آن خلاصتان کردو نجاتتان داد. اگر مگس چیزی از آنها بگیرد. آنرا خلاص نتوانندکرد. نقذ و انقاذ واستنقاذ بیک معنی اند(اقرب).

جمله سازی با تنقذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بـعـضـى ديگر گفته اند: (تقدير آيه (اءفانت تنقذ من فى النار منهم ) است، يعنىآيـا تـو مـى توانى از ايشان آن كسانى را كه در آتشند نجات دهى ؟ چيزى كه هست ضمير(منهم ) از آن حذف شده ). و اين وجه از همه وجوه نامربوطتر است.

💡 طـريـق بـيان اين حقيقت كه اين عالم، عالم آزادى و امتحان است، و گروهى سرانجام مستوجبآتـشـنـد دلدارى داده، مـى گـويـد: (آيـا تـو مـى تـوانـى كسى را كه فرمان عذاب الهىدربـاره او قـطـعـى و مـحقق شده نجات دهى ؟، آيا مى توانى كسى را كه در درون آتش استبرگيرى و بيرون آورى ؟!) (أ فمن حق عليه كلمة العذاب أ فانت تنقذ من فى النار).

💡 افمن حق عليه كلمة العذاب أ فأ نت تنقذ من فى النار(19)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران