خصله

لغت نامه دهخدا

خصله. [ خ َ ص َ ل َ ] ( ع اِ ) انتهای نرم و تر شاخه. || شاخه های نازک درخت عرفط. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ).
خصله. [ خ ُ ل َ ] ( اِخ ) نام آبی است از آن بنی ابی الحجاج از بنی اسد. ( از معجم البلدان یاقوت ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) دست. موی کلاله.
نام آبی است از آن بنی ابی الحجاج از بنی اسد.

جمله سازی با خصله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر یکی زین دو خصله پامال است خسرویرا مدار چشم دوام

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز