خشکی دماغ

لغت نامه دهخدا

خشکی دماغ. [ خ ُ ی ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از جنون و دیوانگی و تندخویی بسرحد جنون.

فرهنگ فارسی

کنایه از جنون و دیوانگی و تندخویی بسرحد جنون.

جمله سازی با خشکی دماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تر می شود به نامه خشکی دماغ من برگ خزان رسیده مرا از چمن بس است

💡 از بوستان به برگ خزان دیده ای خوشم تر می شود به نامه خشکی دماغ من

💡 لبریز از می شفق کن ایاغ صبح از خشکی دماغ محور بر دماغ صبح

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز