«خشمین» صفتی در زبان فارسی است که برای توصیف کسی یا چیزی به کار میرود که دارای خشم، عصبانیت یا تندی در رفتار و گفتار باشد. این واژه از ریشه «خشم» گرفته شده و با افزودن پسوند «-ین» حالت داشتن یا برخوردار بودن از خشم را منتقل میکند. فرد خشمین معمولاً با حالت عصبانیت آشکار، واکنشهای شدید و گفتار یا رفتاری تند، خشم خود را نشان میدهد و ممکن است دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. «خشمین» میتواند هم به صورت موقت برای بیان حالت لحظهای فرد استفاده شود و هم به عنوان صفت شخصیتی برای کسی که زود از کوره در میرود یا طبیعتاً پرخشم است به کار رود. این واژه در ادبیات و متون داستانی برای ایجاد تصویر واضح از حالات روحی و اخلاقی شخصیتها کاربرد فراوان دارد و احساسات شدید را به مخاطب منتقل میکند. کاربرد این واژه تنها محدود به انسان نیست و گاهی برای توصیف طبیعت، حیوانات یا شرایطی که حالت تند، شدید یا طغیانگر دارند نیز به کار میرود. در گفتار روزمره، «خشمین» معمولاً بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده احساسات منفی، تحریکپذیری یا پرخاشگری است.
خشمین
لغت نامه دهخدا
خشمین. [ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی ) عصبانی. غضباک. غضب آلود. خشمگین. غضبناک. خشمناک. خشمین. خشمگین. آرغده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
عصبانی غضباک
جمله سازی با خشمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان تیرهای غمزه خشمین که میزنی صد قامت چو تیر خمیدهست چون کمان
💡 خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد یا غیر خاک پایش کس دستگیر باشد
💡 ترا برکتف و کش خوش رام و آرام مرا چون مار خشمین سخت و سرکش
💡 شیر خشمینی و گر زخمی گراز از تو خواهم خواست کین گربه باز
💡 دست خود خشمین ز دست او کشید چون ز گفت اوش درد دل رسید