لغت نامه دهخدا
خسروپناه. [ خ ُ رَ / رُوپ َ ] ( ص مرکب ) جایگاه شاه. مستقر خسرو:
به بینم که آن تخت خسروپناه
چه زاری کند با من از مرگ شاه.نظامی.
خسروپناه. [ خ ُ رَ / رُوپ َ ] ( ص مرکب ) جایگاه شاه. مستقر خسرو:
به بینم که آن تخت خسروپناه
چه زاری کند با من از مرگ شاه.نظامی.
جایگاه شاه مستقر خسرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۸۹ش، در رشته فلسفه، مقطع کارشناسی را به اتمام رساند و از سال ۱۳۹۰ش، به قم مقدّس هجرت و همزمان با تحصیل و پژوهش در رشته فقه سیاست، از اساتیدی همچون آیات حائری، واعظی، شب زندهدار، کعبی، اراکی، خسروپناه، جعفرزاده و مقیمی استفاده کرد.
💡 در آذرماه ۱۳۹۱، عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه حکم اخراج او را به دلیل «غیبت غیرموجه» صادر کرد. دباغ با انتشار مطلبی تحت عنوان «هر آنکه کشته نشد از قبیله ما نیست»، دلایل اخراجش را شرح داد.