لغت نامه دهخدا
خسروستای. [ خ ُ رَ/ رُو س ِ ] ( نف مرکب ) ستایشگر شاه. ثناگر پادشاه.
خسروستای. [ خ ُ رَ/ رُو س ِ ] ( نف مرکب ) ستایشگر شاه. ثناگر پادشاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دعا گفت و خسروستایی نمود که بادا به کام تو، چرخ کبود