لغت نامه دهخدا
خروشیدنی. [ خ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خروشیدن. قابل ناله و زاری کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروشیدنی. [ خ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خروشیدن. قابل ناله و زاری کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آن بندی آگاه گردد ز کار خروشد خروشیدنی رعدوار
💡 دم گرمت در آتشم دارد به خروشیدنی خوشم دارد