لغت نامه دهخدا
( خروبة ) خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَرّوب است. رجوع به خروب شود.
خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عکا. ( از معجم البلدان ).
( خروبة ) خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَرّوب است. رجوع به خروب شود.
خروبة. [ خ َرْ رو ب َ ] ( اِخ ) نام حصنی است در سواحل شام و مشرف بر عکا. ( از معجم البلدان ).
خروبه ( به عربی: الخروبة ) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان مرج واقع شده است. خروبه ۳۳۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: خروبه، سلیمان گفت: لایّ شیء نبتت از برای چه رستی و از زمین بر آمدی؟
💡 خروبه بودواو (به عربی: خروبة بودواو) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بومرداس واقع شدهاست. خروبه بودواو ۸٬۱۴۳ نفر جمعیت دارد.