لغت نامه دهخدا
سالوس فروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) فریب. چرب زبانی. ( اشتنگاس ).
سالوس فروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) فریب. چرب زبانی. ( اشتنگاس ).
۱ - چرب زبانی تملق. ۲ - خدعه فریب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه آن علمی که زرّاقان بخوانند نه آن علمی که سالوسان بدانند
💡 هر صبحدمی که فاسقی آه زند از زاری صوفیان سالوس به است
💡 همچو امرد که خدا نامش کنند تا بدین سالوس در دامش کنند
💡 ز شیخی فارغم و از زهد و سالوس حقیقت جملگی میدارم افسوس
💡 خانههای ما بگیرد او به مکر برکند ما را به سالوسی ز وکر
💡 دلق سالوس مرا پرده ناموس درید جلوه تنگ قبایان تنک پیرهنان