خروارها
مترادفها
بسیار، بیشمار، بیتعداد
لغت نامه دهخدا
خروارها. [ خ َرْ ] ( اِ ) اوقار. بار خرها. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
اوقار بار خر ها
جمله سازی با خروارها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به خروارها گنج زر بر گرفت به عزم بیابان ره اندر گرفت
💡 از شادی وصلت منم محروم و محزون از چه روی ای جان ز غم بنهاده ای بر جان ما خروارها
💡 گه کند از سیم و زر خروارها پیش نفس آرد از آن قنطارها
💡 آن کش ز مزرع سور نامد نصیب مشتی از خرمن مصیبت خروارها نصابش
💡 دوست به من پاسخ گفت: اين چه انتظارى است كه كه از من دارى ؟ مگر نمى دانى كه من درزير خروارها خاك محبوس هستم ؟
💡 در فصل درو، کشاورزان با تلاش بسیار زیاد، خروارها گندم و جو را از زمینهای خود برداشتند تا بتوانند نیازهای بازار و ذخایر خود را تأمین کنند.
💡 کتابخانههای بزرگ این شهر، خروارها کتاب و نوشته قدیمی را در خود جای دادهاند که هر کدام بخشی از تاریخ و فرهنگ غنی این سرزمین هستند.
💡 با گذشت زمان، خروارها ایده و تفکر جدید در دنیای علم شکل گرفت که توانست نگاه انسانها را نسبت به جهان هستی و ماهیت زندگی تغییر دهد.