لغت نامه دهخدا
خرمی کردن. [ خ ُرْ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشاط کردن. شادی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): و آن روز را تاریخ نوشته اند که کدام روز بود و کدام ماه و آن روز خرمی کنندو عید بزرگ باشد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
خرمی کردن. [ خ ُرْ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشاط کردن. شادی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): و آن روز را تاریخ نوشته اند که کدام روز بود و کدام ماه و آن روز خرمی کنندو عید بزرگ باشد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
نشاط کردن شادی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بمرگ ماند هنگام کینه جستن باز به ابر ماند هنگام خرمی کردن