لغت نامه دهخدا
خرخانه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) اصطبل خران. || قفص مرغان. ( ناظم الاطباء ).
خرخانه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) اصطبل خران. || قفص مرغان. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خربطی ناگاه از خرخانهای سر برون آورد چون طعانهای