لغت نامه دهخدا
خر عزیر. [ خ َ رِ ع ُ زَ ] ( اِخ ) نام خر حضرت عزیر پیغمبر است:
چو خر سوار شدم چه خر عزیر و مسیح
همه خران بهمین چوب رانم از سودا.سوزنی ( دیوان چ شاه حسینی ص 5 ).
خر عزیر. [ خ َ رِ ع ُ زَ ] ( اِخ ) نام خر حضرت عزیر پیغمبر است:
چو خر سوار شدم چه خر عزیر و مسیح
همه خران بهمین چوب رانم از سودا.سوزنی ( دیوان چ شاه حسینی ص 5 ).
نام خر حضرت عزیر پیمبر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچون خر عزیر عظام آمده به هم لیکن هنوز گوشت نروییده از عظام