لغت نامه دهخدا
خجل وار. [ خ َ ج ِ ] ( ص مرکب ) مانند خجلت زده، شبیه به خجلت زدگان. مانند خجلت پیشگان. از روی خجلت. شرم زده. شرمسار:
چون تو خجل وار برآری نفس
فضل کند رحمت فریادرس.نظامی.
خجل وار. [ خ َ ج ِ ] ( ص مرکب ) مانند خجلت زده، شبیه به خجلت زدگان. مانند خجلت پیشگان. از روی خجلت. شرم زده. شرمسار:
چون تو خجل وار برآری نفس
فضل کند رحمت فریادرس.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون تو خجل وار بر آری نفس فضل کند رحمت فریاد رس
💡 اگرچه خاک ره گشتم خجل وار مگیر از من غباری سنگدل یار