خاکپوش

لغت نامه دهخدا

خاکپوش. ( ن مف مرکب ) پوشنده خاک. آغشته بخاک. خاک آلود. مستور در خاک:
زین خانه ٔخاک پوش تاکی
زآن خوردن زهر و نوش تاکی.نظامی.

فرهنگستان زبان و ادب

{mulch} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] لایه ای از کاه، خاک اره، برگ، ورقۀ پلاستیکی یا خاک سست که سطح خاک را با آن می پوشانند تا از خاک و ریشۀ گیاهان در برابر اثر قطرات باران، سله بندی، یخ بندان، فرسایش و تبخیر محافظت شود

جمله سازی با خاکپوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از برگ ریخته شده این درخت می‌توان به عنوان بازدار زیستی آفت‌ها استفاده کرد. می‌توان برگ خشک‌شده و ریخته شده آن را به عنوان خاکپوش در اطراف گیاهان آسیب‌پذیر ریخت تا از آن‌ها در برابر حلزون‌ها، کرم‌ها و نوزاد حشرات محافظت کند. برگ‌های تازه آن می‌تواند مانع رشد گیاه شود و از آنجایی که گیاهی برگریز است می‌توان از برگ‌های ریخته شده آن در پاییز بدین منظور استفاده کرد.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز