لغت نامه دهخدا
خاکستری رنگ. [ ک ِ ت َ رَ ] ( ص مرکب ) برنگ خاکستری. رجوع به خاکستری شود: یک مجسمه بلند سه پهلو جلو پرده مخمل خاکستری رنگی گذاشته شده بود. ( سایه روشن صادق هدایت ص 18 ).
خاکستری رنگ. [ ک ِ ت َ رَ ] ( ص مرکب ) برنگ خاکستری. رجوع به خاکستری شود: یک مجسمه بلند سه پهلو جلو پرده مخمل خاکستری رنگی گذاشته شده بود. ( سایه روشن صادق هدایت ص 18 ).
برنگ خاکستری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارای رنگ سیاه و قهوه ای تیره غالب با پاهای قهوه ای روشن و زانوهایی به رنگ مشخص نارنجه متمایل به قرمز براق هستند. شکم آنها در میان موهای پرز مانند قهوه ای و خاکستری رنگ پوشانده شدهاست.
💡 ششها: ششها به شکل نیمه مخروطی هستند و قسمتهای طرفی حفره سینه را پر میکنند. قاعده ششها روی پرده دیافراگم (عضلهای که حفره سینه و حفره شکم را از هم جدا میکند) قرار گرفته و قله ششها مجاور دنده اول است. شش کودکان صورتی رنگ است ولی شش (عربی: ریه) بزرگسالان به علت ذرات زغال وارد شده از راه تنفس، خاکستری رنگ میباشد.
💡 در حین عبور از این مناطق، پسرک از یک کلاه با قابلیت کنترل ذهن، برای کنترل موجودات شبه انسانی، خاکستری رنگ و زامبی مانند استفاده میکند، که به نظر میرسد کارگران مسخ شده این کارخانه هستند. این پسر سرانجام به درون آب سقوط کرده و گیر موجودی مو بلند (شبیه به سیرن) میافتد، با این وجود زن موبلند پسرک را نمیکشد و دستگاهی را به او وصل کرده و باعث میشود که بتواند زیر آب تنفس کند.
💡 سریم عنصر فلزی خاکستری رنگی است که به گروه لانتانیدها تعلق دارد. این عنصر در برخی از آلیاژهای غیرمتداول در طبیعت، به کار میرود و شکل اکسید شده آن در صنعت شیشه مورد استفاده قرار میگیرد. از نظر رنگ و درخشش شبیه آهن است، اما هم نرم بوده و هم چکشخوار و انعطافپذیر است.