خاک جفت

لغت نامه دهخدا

خاک جفت. [ ج ُ ] ( ص مرکب ) قرین خاک. مدفون. درگور شده.

فرهنگ فارسی

قرین خاک. مدفون

جمله سازی با خاک جفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون من بگویم سخن کو بگفت منم زنده او گشت با خاک جفت

💡 بفرمای تا مطبخی در نهفت نهد جفته و آن را کند خاک جفت

💡 نگه کن که در خاک جفت تو کیست برین خواسته چند خواهی گریست

💡 بیارند از آن گونه کان پیر گفت شود زادهٔ باد با خاک جفت

💡 بر آن برز بالا نگه کرد و گفت که برزو مگر گشت با خاک جفت

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز