خال معشوق
لغت نامه دهخدا
خال معشوق. [ ل ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خال که بر بشره یا بدن محبوبه باشد و در نزدعاشق باارزش جلوه کند.
فرهنگ فارسی
خال که بر بشره یا بدن محبوبه باشد و در نزد عاشق با ارزش جلوه کند.
جمله سازی با خال معشوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در شاخهٔ غزلهای عرفانی، عطار تحول ایجاد کرد. او که در بیان مفاهیم عرفانی از سنایی و در روانی کلام از انوری الهام گرفته بود، شیوهای را شروع کرد که بعداً در غزل خواجو و حافظ به اوج رسید؛ سبکی که در آن عرفان و عشق با هم آمیخته میشوند. با این حال، عطار به معنا توجه بیشتری داشت تا لفظ و به اعتقاد شمیسا، وسواسی که در کاربرد عبارتها و آرایهها از غزلسرایان بزرگ دیده میشود، در شعرهای او به چشم نمیخورد. فروزانفر غزلیات عطار را به سه دسته تقسیم میکند: غزلهای عادی در وصف زلف و خط و خال معشوق، غزلهای عرفانی در وصف و بیان مراحل سلوک عرفانی و قلندریات در تخریب نفس و پذیرش بدنامی.