لغت نامه دهخدا
خارش سر. [ رِ ش ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )خارشی است که در سر پیدا میشود چنانکه صاحب او خواهد که کسی شپش سر او را جوید. صورَه. ( منتهی الارب ).
خارش سر. [ رِ ش ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )خارشی است که در سر پیدا میشود چنانکه صاحب او خواهد که کسی شپش سر او را جوید. صورَه. ( منتهی الارب ).
خارشی است که در سر پیدا میشود چنانکه صاحب او خواهد که کسی شپش سر او را جوید صوره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من چشمم و عالم همه خار است ببینید چشمی که به خارش سر و کار است ببینید