خارج کردن

لغت نامه دهخدا

خارج کردن. [ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هلانیدن و بیرون کردن. ( ناظم الاطباء ). برآوردن. بیرون برکشیدن.

فرهنگ فارسی

هلانیدن و بیرون کردن. بر آوردن

جمله سازی با خارج کردن

💡 یکی دیگر از کارهای فرهنگی و پژوهشی رضاشاه، بنیان‌گذاری فرهنگستان ایران و خارج کردن واژگان بیگانه همچون عربی و جایگزینی آنان با فارسی بوده‌است. چیزی که بعدها از سوی گروهی مورد نقد واقع شد.

💡 طبق این نظریه، تبدیل شدن یک ماده به شیشه، از یک سو به سرعت جوانه‌زنی و رشد بلور و از سوی دیگر به سرعت خارج کردن انرژی گرمایی از سیستم بستگی دارد. طبق این نظریه، در هر دسته از مواد با هر نوع پیوند اعم از پیوندهای یونی، کووالانت، فلزی، واندروالس و هیدروژنی می‌توان مواد شیشه‌ساز یافت؛ بنابراین طبق این نظریه، هر ماده‌ای می‌تواند تبدیل به شیشه شود به شرطی که با سرعت کافی سرد شود.

💡 تمدن‌های شمن‌باور هم به تسخیر شدن افراد توسط نیروهای شیطانی اعتقاد داشته‌اند و مراسم خارج کردن ارواح خبیث از جسم تسخیر شدگان را انجام می‌دادند. در این فرهنگ‌ها، بیماری‌ها معمولاً به وجود ارواح کینه‌توز در بدن بیمار نسبت داده می‌شود.

💡 داروی بتانکول (کنترل بی‌اختیاری لبریزی مثانه با فعال کردن گیرنده‌های موسکارینی در مثانه و تحریک انقباض مثانه برای خارج کردن ادرار) این دارو جهت درمان علت زمینه ایی بی‌اختیاری لبریزی نیست؛ و قبل از استفاده باید حتماً وجود انسداد ادراری را رد کرد.

💡 در موارد نادر، بیمار شیء را بدون راهی برای خارج کردن آن وارد رکتوم می‌کرد تا مورد توجه و ترحم پزشکان و پرستاران قرار گیرد. این رفتار به عنوان سندرم مونچاوزن طبقه‌بندی می‌شود.

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز