حیوت

لغت نامه دهخدا

حیوت. [ ح َی ْ یو ] ( ع اِ ) مذکر حیة. افعی و مار. ( اقرب الموارد ). مارنر. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ): ویأکل الحیة و الحیوتا. ( اصمعی از اقرب الموارد ).
حیوة. [ ح َ یات ْ ] ( ع اِمص ) رسم الخطی از کلمه حیاةیا حیات خاص قرآن کریم. حیاة. زندگی. ( منتهی الارب ).زندگانی. ( ترجمان عادل ) ( مهذب الاسماء ):
و تشعل حولک النیران لیلا
کذلک کنت ایام الحیوة.( از تاریخ بیهقی ).- حیوة طیبه؛ روزی حلال. ( منتهی الارب ).
- || بهشت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

* حیات hayāt

فرهنگ فارسی

مذکر حیه بمعنی افعی و مار. مار نر.

جمله سازی با حیوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میدهد جانرا حیوتی دم بدم صور اسرافیل بی آوای عشق

💡 معنی دیگر حیوة قاتل است نی حیوتی اندرین آب و گل است

💡 و گفت: در دل ندا آمد از حق که ای بوالحسن فرمان مرا ایستاده باش که من زنده‌ام که نمیرم تا ترا حیوتی دهم که در آن حیوة مرگ نبود و هر چه ترا از آن نهی کردم دور باش از آن که من پادشاهی‌ام که ملک مرا زوال نیست تا ترا ملکی دهم که آنرا زوال نباشد.

💡 زنده شد لیکن حیوتی بی ثبات خواهیش گو زندگی خواهی ممات

💡 ای خطت ظلمت و لب آب حیوتی شیرین سبزه ی چشمه ی نوش تو نباتی شیرین

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز