حکومت دینی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حکومتی که مرجعیت همه جانبه دینی خاصی را در عرصه حکومت و اداره جامعه پذیرفته است، حکومت دینی نام می گیرد. در این نظام دولت و نهادهای گوناگون آن خود را در برابر آموزه ها و تعالیم دین و مذهبی خاص متعهد می دانند و تلاش می کنند تا در تدابیر و تعلیمات و وضع قوانین و شیوه سلوک با مردم و نوع معیشت و تنظیم شکلهای روابط اجتماعی، دغدغه دین داشته باشند و در تمام شئون حکومتی از تعالیم دینی الهام گیرند و آنها را با دین هماهنگ سازند.
«کان النّاس امّة واحدة فبعث اللّه النّبیّین مبشّرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحقّ لیحکم بین النّاس فیما اختلفوا فیه؛ (در آغاز) مردم امت یگانه ای بودند، آن گاه خداوند پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت، و با آنان به حق، کتاب آسمانی فرستاد، تا در میان مردم در آنچه اختلاف می ورزند داوری کند». از آن جا که بیش ترین فضایل والای انسانی دارای ابعاد اجتماعی بوده، در چارچوب زندگی جمعی تحقق می یابند، مناسب است نخست به تبیین رابطه میان سعادت انسانی و حیات اجتماعی (جامعه) و مهم ترین اموری که برای بقای جامعه ضرورت دارد یعنی قانون و حکومت بپردازیم.
← تعریف جامعه
از آن جا که جامعه از افراد تشکیل شده است، و انسانها نیز دارای امیال و خواسته های بسیار متفاوت و متنوعی هستند، اگر هر کدام بخواهند بدون هیچ محدودیت و ممنوعیتی به ارضای غرایز و خواسته های فردی خویش بپردازند، طبیعی است که حیات اجتماعی از هم می گسلد. در نتیجه انسانها از وصول به سعادت نهایی خویش باز می مانند. بنابراین ضرورت وجود عاملی که هر چه بیشتر بتواند موجب پیوستگی آحاد جامعه باشد، عمیقاً احساس می شود. آن عامل چیزی جز «قانون» نیست. در نوشته های حقوقی معمولاً ضرورت نیاز به قانون را با توجه به نکات ذیل به اثبات می رسانند:الف. وجود اختیار، حب ذات، منفعت طلبی و امیال گوناگون در انسان؛ب. تعارض منافع و کمبود امکانات و منابع؛ج. جلوگیری یا رفع نزاع و درگیری؛د. تعیین وظایف، مسئولیتها و جایگاه هر فرد؛هـ. تعیین هنجارها، پاداشها و مجازات ها.
← ماهیت قانون
حکومت تعاریف متعددی دارد. بر اساس یک تعریف، حکومت عبارت است از مجموعه نهادهایی که در یک پیوند و ارتباط تعریف شده با یکدیگر، در یک سرزمین مشخص و بر اجتماع انسانیِ ساکن در آن، اعمال حاکمیت می کنند. گاه نیز حکومت به قدرت سیاسی منسجم و سازمان یافته ای که در شئون گوناگون اجتماعی تصمیم گیری و امر و نهی می کند، تعریف می شود. بر اساس این تعریف، حکومت همه قوا اعم از مجریه، مقننه، قضائیه و قوای نظامی و انتظامی را شامل می شود. در بحث حاضر مراد از حکومت همین معنای اخیر بوده، ضرورت و انواع حاکمیت و مشروعیت حکومت به اختصار توضیح داده می شود.
← ضرورت حکومت
...

جمله سازی با حکومت دینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرتبه عملی و اجرایی حکومت دینی نسبی است یعنی همیشه امکان پیاده شدن کامل آن وجود ندارد و این نقص نه از حکومت دینی بلکه بخاطر شرایط نامناسب جامعه و عدم آمادگی کامل مردم می‌باشد.

💡 هدف اصلی جهاد اسلامی براندازی حکومت مصر و برقراری یک حکومت دینی در این کشور است. ایمن الظواهری که از سال ۱۹۹۱ رهبر این سازمان بود، در ژوئن ۲۰۰۱ ادغام رسمی این سازمان با متحد دیرینه‌اش القاعده به رهبری اسامه بن لادن و تشکیل سازمانی جدید به نام قاعدة الجهاد را اعلام کرد.

💡 در حکومت دینی تعیین زمامدار و زمامداران و همه قوانین از طریق متن دین تعین می‌شود. امروزه طبق نظر اندیشمندان دینی دین اسلام بیشترین ظرفیت تحقق حکومت دینی را داراست از این رو حکومت دینی همواره بیشتر به معنی حکومت اسلامی می‌باشد.

💡 گفته می‌شود که نقض حقوق بشر توسط حکومت دینی بدتر و در هر صورت بسیار شدیدتر از دوران سلطنت است. گزارش‌هایی از شکنجه، زندانی کردن مخالفان و قتل منتقدان برجسته توسط گروه‌های حقوق بشری ارائه شده‌است.

💡 در حکومت دینی جایی برای مردم سالاری به عنوان تعیین سرنوشت اساسی جامعه وجود ندارد. هر چند که مشارکت مردم و مشورت آن‌ها از اهمیت برخوردار است.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز