لغت نامه دهخدا
حمام رفتن. [ ح َم ْ مارَ ت َ ] ( مص مرکب ) رفتن به گرمابه. || درتداول عوام، کنایه از مباشرت و آرمیدن مرد با زن.
حمام رفتن. [ ح َم ْ مارَ ت َ ] ( مص مرکب ) رفتن به گرمابه. || درتداول عوام، کنایه از مباشرت و آرمیدن مرد با زن.
رفتن به گرمابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به علت شرایط فیزیکی بیمار و عدم تحرک او نگهداری از این بیماران بسیار دشوار است و خانواده و پرستار بایستی نسبت به موارد پیش رو کاملاً توجیه باشند و با پزشک و انجمنهای محلی و خانواده سایر بیماران مشورت نمایند. به عنوان مثال حمام رفتن که کاری ساده و روزمره برای بیشتر انسان هاست در این بیماران بایستی به دقت انجام گیرد تا مانع از آسیب دیدن پرستار یا بیمار شود.