حلماء

لغت نامه دهخدا

حلماء. [ ح ُ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حلیم. ( منتهی الارب ) ( دهار ): علماء حلماء ابرار و اتقیاء. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ).

جمله سازی با حلماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مؤ يّد ديگر اين اتّحاد يا همراهى، روايت جابر بن يزيد از امام باقرعليه السلام است كه رسول گرامى و عترت پاك آن حضرت را صادر اوّل و مخلوق نخست معرّفى كرده، مى گويد: آنان شَبَح هاى نورانى و بدن ها و اجساد درخشنده اى بودند كه ارواح متعددى نداشتند، بلكه تنها از يك روح برخوردار بودند و با آن تاءييد مى شدند كه همان روح القدس است و رسول گرامى صلى الله عليه و آله و عترت او به سبب آن روح يكتا خداوند را مى پرستيدند؛ يا جابرإ نّ اءوّل ما خلق، خلق محمّداً و عترته الهُداة المهتدين، فكانوا اءشباح نور بين يدى اللّه، قلت: و ما الا شباح ؟ قال: ظلّ النور، اءدان نرانيّة بلا اءرواحٍ و كان مؤ يّداً بروحٍ واحدٍ و هى روح القدس فبه كان يعبد اللّه و عترته، و لذلك خلقهم حلماء علماء بررةً اءصفياء... (1073).

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز