حلا. [ ح َ ] ( ع اِ ) تبخاله. ( منتهی الارب ). دانه ها و بثوراتی که هنگام تب کردن آدمی بر لبان وی ظاهر میگردد. ( از اقرب الموارد ).
حلا. [ ح َ ] ( ع اِ ) دواها که آنرا به آب سایند. ( آنندراج ).
حلأ. [ ح َل ْءْ ] ( ع مص ) بتازیانه زدن. ( اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). || بر زمین افکندن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || پوست بازکردن. ( تاج المصادر بیهقی ). دانه و تبخاله درآوردن هنگام تب. ( از اقرب الموارد ). دورکردن چرک و بازکردن پوست تنگ بالای آن. ( منتهی الارب ). || دادن و عطا کردن. || در چشم کشیدن سرمه حلوء. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
بتازیانه زدن دادن و عطا کردن پوست باز کردن
[ویکی الکتاب] معنی حِـلاًَّ: حلال(کلمه حل در اصل به معنای باز کردن گره است)
ریشه کلمه:
حلل (۵۱ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتخلّت عن اسجع هاشمی بورکت حاملا و بورکت حلا
💡 رَنا صدام حسین (به عربی: رنا صدام حسین) (متولد ۲۵ ژوئیهٔ ۱۹۶۹) دومین دختر صدام حسین، و همسر اولش، ساجده طلفاح است. خواهر بزرگتر او، رغد و خواهر کوچکتر او حلا حسین است.
💡 آدم آسا از فریب آسمان صرت من فردوس طوس را حلا
💡 شبهه اى كه مسيحيان در مساءله (نسخ ) القاء مى كردند و پاسخ به آنها در آيه:(كل طعام كان حلا...)
💡 دنیا بطمه (عربی: دنیا بطمة؛ زادهٔ ۱ آوریل ۱۹۹۱) موسیقیدان اهل مراکش است. در اولین فصل عرب آیدل (نسخه عربی پاپ آیدل) در امبیسی به شهرت رسید. البته او رتبهٔ نخست را در مقابل شرکتکننده مصری کارمن سلیمان از دست داد. او با محمد الترک، پدر خوانندهٔ بحرینی حلا الترک ازدواج کرده است.