حطاب

حطاب

واژه «حطّاب» در زبان عربی از ریشه «حَطَبَ» گرفته شده و در معنای اصلی خود به فردی گفته می‌شود که هیزم جمع‌آوری کرده و آن را می‌فروشد یا برای مصرف دیگران فراهم می‌کند. این واژه در منابع لغوی کلاسیک مانند منتهی‌الارب و مهذب الاسماء به صورت «هیزم‌فروش» یا «هیزم‌گردکن» تعریف شده است. از نظر ساختاری، «حطّاب» صیغه مبالغه یا اسم حرفه است که نشان‌دهنده اشتغال مداوم فرد به جمع‌آوری و حمل هیزم می‌باشد. در جوامع قدیم که سوخت اصلی برای پخت‌وپز و گرمایش از هیزم تأمین می‌شد، حطّاب‌ها نقش مهمی در زندگی روزمره مردم داشتند. این افراد معمولاً به جنگل‌ها یا مناطق طبیعی می‌رفتند و چوب خشک را جمع‌آوری کرده و به بازار یا خانه‌ها منتقل می‌کردند. در متون عربی، واژه «حطّاب» گاهی به‌صورت نمادین نیز به کار رفته و می‌تواند اشاره‌ای به سختی کار، زندگی ساده یا طبقه فرودست جامعه داشته باشد. از نظر زبانی، این واژه به خانواده واژگانی مرتبط با «حطب» یعنی هیزم تعلق دارد و ارتباط مستقیم با مفهوم سوخت چوبی دارد. همچنین در برخی متون ادبی، از آن برای تصویرسازی از انسان‌های زحمتکش و کار یدی استفاده شده است. بنابراین، معنای دقیق این واژه شخصی است که حرفه او جمع‌آوری و فروش هیزم است و یک واژه شغلی با بار تاریخی و اجتماعی مشخص در فرهنگ عربی و متون کهن محسوب می‌شود.

مترادف‌ها

هیزم‌شکن، چوب‌بر

لغت نامه دهخدا

حطاب. [ ح َطْ طا ] ( ع ص ) هیزم فروش. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). هیمه گردکن. هیمه فروش.منسوب به حطب. ( الانساب ). || بعیرحطاب؛ شتر که خرده چوب و هیزم ریزه ها خورد. ( از منتهی الارب ).
حطاب. [ ح ِ ] ( ع مص ) هو قطعالکرم حتی ینتهی الی حد ماجری فیه الماء. ( مجدالدین ) ( منتهی الارب ). بریدن انگور. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
حطاب. [ ح َطْ طا ] ( اِخ ) ابن حارث. صحابیست و بعضی به خاء معجمه گفته اند. وی از مهاجرین حبشه است و در راه حبشه وفات کرد.
حطاب. [ ح َطْ طا ]( اِخ ) ابن حَنَش. نام سواری مشهور. ( منتهی الارب ).
حطاب. [ ح َطْ طا ] ( اِخ ) رازی، مکنی به ابی عبداﷲ.او راست: کتاب المشیخة و کتاب السداسیات. وی در نیمه دوم سده پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری میزیست.
حطاب. [ ح َطْ طا ] ( اِخ ) ( 902 - 954 هَ. ق. ). محمدبن محمدبن عبدالرحمن رعینی مالکی که در طرابلس وفات یافت. او راست: 1- تحریرالکلام فی مسائل الالتزام که 1305 هَ. ق. در 184 صفحه بچاپ رسیده است. 2- قرةالعین که شرح ورقات امام الحرمین است. 3- متممةالاجرومیة. 4- مواهب الجلیل. شرح مختصر ابی الضیاء سیدی خلیل. و در حاشیه آن التاج و الاکلیل لمختصر خلیل تألیف ابی عبداﷲ العبدری الشهیر بالموافق است. در باب فقه مالک. ( از معجم المطبوعات ).

فرهنگ فارسی

رازی مکنی بابی عبدالله اوراست کتاب المشیخه و کتاب السداسیات وی در نیمه دوم سده پنجم و نیمه اول سده ششم میزیست

جمله سازی با حطاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قاضی حطاب در نهایت توسط خود داعش، دستگیر، محکوم و سر بریده شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران