لغت نامه دهخدا
حسن سلوک. [ ح ُ ن ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوش رفتاری:
در روزگار حسن سلوک تو اهل نظم
صائب شدند از ته دل مهربان هم.صائب.
حسن سلوک. [ ح ُ ن ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوش رفتاری:
در روزگار حسن سلوک تو اهل نظم
صائب شدند از ته دل مهربان هم.صائب.
خوش رفتاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خزان سهل است با نظارگی حسن سلوک تازه رویی در بهار از باغبان زیبنده است
💡 از جوان حسن سلوک پیر نتوان یافتن گوشهٔ چشم کمان از تیر نتوان یافتن
💡 پیرو شه گشته ز حسن سلوک خلق، که الناس بدین الملوک
💡 عزت دنیا همآغوش است با حسن سلوک رشته هموار سر از جیب گوهر میکشد
💡 گرچه موی کمر و رشته جان باریک است جاده حسن سلوک از همه باریکترست
💡 بر اثر حسن سلوک مأمورین دولت ایران درخرمشهر با بازرگانان و تسهیلاتی که برای صدور و ورود کالاهای تجارتی فراهم میساختند، بازار دادوستد این بندر بر بندر بصره که در کنار شط العرب و متعلق به دولت عثمانی بود، پیشی گرفت و درآمد پاشای بغداد که بصره را نیز در قلمرو حکومت خود داشت، از بصره کاهش یافت و پاشای بغداد که در این موقع علیرضا پاشا نام داشت، در پی فرصت میگشت تا ضربتی به بندر فعال ایران وارد سازد.