فرهنگ عمید
۱. مطابق حال و وقایع روز.
۲. (ادبی ) شعری که شاعر در بیان اوضاع و احوال بگوید، حَسْبِ حالت.
۱. مطابق حال و وقایع روز.
۲. (ادبی ) شعری که شاعر در بیان اوضاع و احوال بگوید، حَسْبِ حالت.
باندازه حال در خور حال. ۲ - حوداث جاریه: (( بپایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی - بصددفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی. ) ) ( سعدی ) توضیح در بیت فوق حسب الحال بسکون سین استعمال گردیده و آن همان حسب الحال بفتح سین میباشد که در فارسی بسکون سین هم تلفظ کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمدم با سخنی چند کز آن پر شده ام تا کنم سینه تهی با تو ازین حسب الحال