ریزه خور

لغت نامه دهخدا

ریزه خور. [ زَ / زِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) کسی که ته سفره و چیزهای دورافگندنی را می خورد. ( ناظم الاطباء ). ریزه خوار. که ریزه هاو خرده های غذای پس مانده کسی را بخورد:
عنقاست مور ریزه خور سفره سخاش
چونانکه مور ریزه عنقاست زال سام.خاقانی.زان همه ریزه خواران یک کس نیست
شاکر جود فراوان اسد.خاقانی.شاعر مفلق منم خوان معانی مراست
ریزه خور خوان من فرخی و عنصری.خاقانی.جان شد نهنگ بحر کش از خام نیمشب
دل گشت مور ریزه خور از خوان صبحگاه.خاقانی.خان ختا ریزه خور خوان تست.
_( ( حبیب السیر چ سنگی ج 3 ص 223 ). || خوشه چین. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به ریزه خوار شود.k05l )_

فرهنگ فارسی

کسی که ته سفره ها و چیزهای دور افگندنی را می خورد.

جمله سازی با ریزه خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عالمی ریزه خور سفره فیضش باشند آنکه از سفره دنیاست بیک نان راضی

💡 گفت که در خانه مرا سور نیست ریزه خور مور به جز مور نیست

💡 جرعه کش مهرتست هر چه بگیتی بقا ریزه خور قهرتست آنچه بگیهان فنا

💡 جان نه مر این مرغ مانده در قفس جسم ریزه خور خوان دیو و خانه اهرن

💡 لیک چون من به همه شروان کیست که نبد ریزه خور خوان اسد

💡 عنقاست مور ریزه خور سفرهٔ سخاش چونان که مور ریزهٔ عنقاست زال سام

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز