لغت نامه دهخدا
حذاری. [ ح ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به حذار، بطنی از بنی اسد. ( سمعانی ).
حذاری. [ ح َ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَذِر. || ج ِ حِذْریة.
حذاری. [ ح ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به حذار، بطنی از بنی اسد. ( سمعانی ).
حذاری. [ ح َ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَذِر. || ج ِ حِذْریة.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما تصغی الی قلب حریق ینادی، یا حذاری، یا حذاری