حذاری
مترادفها
احتیاط، پرهیز، مراقبت
متضادها
بیاحتیاطی، بیتوجهی
لغت نامه دهخدا
حذاری. [ ح ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به حذار، بطنی از بنی اسد. ( سمعانی ).
حذاری. [ ح َ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَذِر. || ج ِ حِذْریة.
جمله سازی با حذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اما تصغی الی قلب حریق ینادی، یا حذاری، یا حذاری
💡 حذاری از رفتن در مسیرهای ناشناخته و کوههای مرتفع بدون همراه داشتن تجهیزات ایمنی و راهنمای متخصص، زیرا خطرات ناشی از آن بسیار جدی است.
💡 در متون ادبی، نویسندگان همواره به خوانندگان خود توصیه میکردند که حذاری از اعتماد بیچون و چرای به افرادی که با کلمات شیرین فریب میدهند.
💡 حذاری از مصرف مواد غذایی که تاریخ انقضای آنها گذشته است، زیرا این کار میتواند منجر به مشکلات جدی گوارشی و مسمومیتهای خطرناک شود.