حد ان

لغت نامه دهخدا

( حدآن ) حدآن. [ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ حداءة. ( منتهی الارب ).
حدان. [ ح َدْ دا ] ( اِخ ) ابن شمس بن عمروبن غنم. از طائفه أزدشنوءة، از بنی قحطان. جدی است جاهلی. ضبیرةبن شیبان از فرزندان او است. ( معجم البلدان ) ( اعلام زرکلی ص 214 از نهایة الارب صص 191-192 ).
حدان. [ ح َدْ دا ] ( اِخ ) ذوحدان نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
حدان. [ ح ُدْ دا ] ( اِخ ) یکی از محال بصرة قدیم است که بنام بنوحدان، فرزندان حدان بن شمس ازدی معروف شده است. ( معجم البلدان ). قلقشندی گوید: بنوحدان بطن دوم از جذام است و دیار ایشان در دیر الحمیرة است. ( صبح الاعشی ج 1 ص 334 ).

فرهنگ فارسی

( حد آن ) جمع حداه

جمله سازی با حد ان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امـام فـرمـود: هـن نـسـاء مـشـهـورات بالزنا و رجال مشهورون بالزنا، قد شهروا بالزنا وعرفوا به، و الناس اليوم بذلك المنزل، فمن اقيم عليه حد الزنا، او شهر بالزنا، لمينبغ لا حد ان يناكحه حتى يعرف منه توبته 

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز