لغت نامه دهخدا
حجر اسود. [ ح َ ج َ رِ اَس ْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) به اصطلاح اهل صناعت [ یعنی کیمیاگران ] موی سر است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به حجرالاسود شود.
حجر اسود. [ ح َ ج َ رِ اَس ْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) به اصطلاح اهل صناعت [ یعنی کیمیاگران ] موی سر است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به حجرالاسود شود.
باصطلاح اهل صناعت یعنی کیمیاگران موی سر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگشاد کارها حجر اسود و سزد کامد به رنگ رایت عالم گشای شاه
💡 از خیال حجر اسود و بوسیدن او آب زمزم همه در عین سویداست مرا