حج خریدن
لغت نامه دهخدا
حج خریدن. [ ح َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ثواب حج بدست آوردن. || کسی را در برابر مزدی برای انجام اعمال حج اجیر کردن. رجوع به حجه فروشی شود:
حج خریدن در دیار عشق بازان رسم نیست
هرکه مُرد اینجا برای او شهادت میخرند.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از ثواب حج بدست آوردن
جمله سازی با حج خریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حج خریدن در دیار عشقبازان رسم نیست هر که مرد اینجا، برای او شهادت می خرند
💡 بسیاری از خانوادههای مذهبی تلاش میکنند تا با صرفهجویی در هزینههای زندگی، در نهایت بتوانند مبلغ مورد نیاز برای حج خریدن و سفر به مکه را فراهم کنند.
💡 در بسیاری از کشورهای اسلامی، سازمانهای مذهبی فرآیندهای پیچیدهای را برای مدیریت ثبتنام و حج خریدن توسط پیروان خود در هر سال برگزار میکنند تا عدالت رعایت شود.
💡 برای موفقیت در حج خریدن، فرد باید علاوه بر آمادگی جسمانی، آمادگی روحی و معنوی بسیار بالایی داشته باشد تا بتواند تمامی مناسک را با آرامش کامل انجام دهد.