حبث
مترادفها
گناه، پلیدی، ناپاکی
متضادها
پاکی، طهارت
لغت نامه دهخدا
حبث. [ ح َ ب ِ ] ( ع اِ ) نوعی از مار که دم ندارد. ( ؟ ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از مار که دم ندارد
جمله سازی با حبث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از دستگیری تاتیانا او به یک سال و یک ماه حبس محکوم میشود و این دوره حبث را در یک سلول مشترک میگذراند سپس بار دیگر به ده سال محکوم شد و به استپلاگ در ژزکازگان فرستاده شد.