حارس السماء
لغت نامه دهخدا
حارس السماء. [ رِ سُس ْ س َ ] ( اِخ ) و حارِس ُالشَّمال ( فلک ). بقار. نام یکی از صورتهای شمالی. از جمله ستاره های عواء. || نام دیگر صورت عوّاء. ( نفایس الفنون: مقاله پنجم علم صور کواکب از قسم دویم در علوم اوایل ). || نام دیگر سماک رامح. رجوع به ثوابت شود.
جمله سازی با حارس السماء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژوبین در فارسی به معنی نوعی نیزه کوتاه است. نام عربی این پیکر آسمانی یعنی سِماک رامِح نیز به معنای «بالابر نیزهدار» است و نام یونانی آن Αρκτούρος (آرکتوروس) که در بیشتر زبانهای اروپایی نیز به کار میرود به معنای «نگهبان خرس» است. در عربی، رامح به معنای دارنده سلاح و ژوبین؛ و اعزل به معنای بی سلاح و بیژوبین است. در عربی به ژوبیندار، حارس السماء (نگهبان آسمان) و حارس ألشمال (نگهبان شمال) هم گفته شده است.