جیوب

مترادف‌ها

جیب‌ها، حفره‌ها

لغت نامه دهخدا

جیوب. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِجَیب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ):
جیوب لباسات همچون مشارق
چو اذیال کآمد بپوشش مغارب.نظام قاری.رجوع به جیب شود.

فرهنگ عمید

=جِیب

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع گجیب گریبانها.

جمله سازی با جیوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشیده در طرب احباب دولت تو ذیول دریده از تعب اعدای دولت تو جیوب

💡 او تمام پول‌های خود را در جیوب بزرگ کت قدیمی‌اش پنهان کرد تا کسی متوجه وجود آن‌ها نشود و با خیال راحت حرکت کند.

💡 در قدیم، مردم معمولاً اشیاء قیمتی و اسناد مهم خود را در جیوب‌های گشاد لباس‌های محلی‌شان قرار می‌دادند تا همیشه در امان باشند.

💡 وقتی کیسه کیف او ناگهان پاره شد، تمام وسایل کوچک و مهمی که در جیوب‌های مختلف آن قرار داشت، روی زمین ریخت و پراکنده شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران